به نام نور ... از من اگر بپرسند بهار!می گویم دُخت ِ زمستان ،زاده صبر و سپیدی و روشنا . بهار!دخترِ گل به دامن رنگین ،سر سپرده باران و آسمان ، خبر برسد به گوشه گوشه جهان :بهار نقطه گذاشته تا همیشه بر درد ِ زمستان آری بهار همیشه ،جواب ِ خواب ِ بی رویای زمستان است از من اگر بپرسند آفتاب ، صبح و سحر آخرین ستاره صبح را نشان خواهم داد خواهم گفت : زاده شب ، فرزند ِماه و ستاره زاده ی شب شکنِ امید همان که تیغ نور زده بر هجوم سایه ها از من اگر بپرسند می گویم :همیشه پیش ِ رو ،میلاد تازه ترین صبح ها و بهار هاست * امروز با مامان و خواهر رفتیم نمایشگاه خوداشتغالی بانوان ..... از صنایع دستی و کارهای دستی مثل فرش دست بافت و عروسک های بافتنی و ترمه دوزی و لحاف دوزی و سایر هنرهای دست گرفته تا خوراکی های خانگی و دست ساز مثل ترشی های مختلف و کشک و لواشک و سوهان دست ساز و پشمک سنتی و ...رفتم جلوی یک غرفه دارم لواشک ها را نگاه می کنم ، بعد حرکت کردم که برم صاحب غرفه که یک آقا بود برگشته می گه خانم لواشک هاش خوشمزه ست ها ، نمی خرید ؟ بعد با خنده میگه مگه میشه مگه داریم خواستم بگم بله حالا که شده و داریم و یه دختر از لواشک خوشش نمیاد شیطونه گفت بزنم داغونش کنم اما من برای خودم کلی نبات کنجدی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور هستی بخش
برای شمیم عزیزم :
مهربانوی نازنینم ، شمیم جانم امروز روز توست ...روز میلادت
از صمیم قلب تبریک میگم ....تولدت مبارک بانوی شعر و احساس
آرزو می کنم تا همیشه در کنار امین کوچولوی نازنین و همه عزیزانت شاد و سلامت باشی و در پناه خدا .... دعا می کنم تا همیشه دلت لبریز عشق و امید و شادی و خدا در همه لحظه ها نگهدارت
برای بودنت در تمام این سال ها و خوبی هایت یک دنیا ممنونم
+ نوشته شده توسط سمیه .س در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۶ و ساعت
14:58 |
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...
دلخوشی های ساده ،
اما بزرگی دارم
همین دلخوشی های کوچک
آغاز زندکی است
مثل همان اولین نور و روشنی
که در انتهای تونل ناگهان پدیدار می شود
* اولین تابلوی نقاشی تارای عزیزم
* گل Anthorium آنتوریوم میهمان جدید خانه ما
* گل Euphorbia یا همان بنت قنسول یا گل یلدا میهمان دوست داشتنی دیگر ما
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور
یار ،
هی یار ، یار !
اینجا اگر چه گاه گل به زمستان خسته ، خار می شود ،
اینجا اگر چه روز گاه چون شب تار می شود ،
اما بهار می شود !
من دیده ام که می گویم
* داریم زمستون متفاوتی رو تجربه می کنیم بدون برف ... اما بارون دیروز حال خوبی بهم داد ....بوی نای قشنگ بارون .... بارون که می زنه دلم غرق میشه از نیاز و آرامش به سوی آسمون . برای همه مردم خوب سرزمینم دعا کردم هنگامه باران رحمت الهی . از خدا ممنونم
این روزها مثل همیشه درگیر کار هستم و دلمشغولی های روزانه ام مثل شلوغ بازی با دو تا عشق خاله و تو سر و کله هم زدن . من دیگه از پس این دو تا وروجک شیطون بر نمیام زلزله قبل از این ها سوء تفاهم بوده ... من رو درسته قورت می دهند راستش دلم یه نی نی تازه به دنیا اومده می خواهد که بوی بهشت بده اما خوب خواهری ها معتقد به تک فرزندی هستند . هنر روحم رو تازه می کنه برای همین کتاب رنگ آمیزی گرفتم و موقعی که خسته ام گاهی رنگ می زنم ... با گل هایم حرف می زنم .
برای ادامه دانشگاه تصمیم متفاوتی گرفتم با خودم سبک و سنگین کردم و می خواهم قدم در راه تازه و دیگری بگذارم ...هر چند دیر به این نتیجه رسیدم و هزینه دادم و وقت صرف شد اما باید جرأت کنم و تصمیم به تغییر بگیرم جرأت قبول اشتباه و به عقب برگشتن و از نو ادامه دادن .... می دانم شاید دیگران حق دارند سرزنشم کنند که چرا به موقع سبک سنگین نک
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
مثل باران که ثبت است بر حافظه آسمان ،
مثل باهار بر خاطر زمین ،
چون رود در رگ زمین ،
چون رگ و ریشه در باور درخت ،
زندگی ثبت است بر جریده دنیا
و روشنای راه در نگاه ما
* باران ...آفتاب ...خدا و این همه زیبایی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...
برای من تمام دنیا و هستی
همان دانه سیبی است
که منتظر خاکی است و آبی
مگر نه اینکه جوهره آدمی از آب و خاک است
دانه سیبی است در جان آدمی ...
خدایا ممنونم مرا مسافر زمین کردی
فرصت بخشیدی برای داشتن درخت سیب
قول می دهم باعشق درخت سیبم را برویانم
* دیروز طیبه مهربانم بزرگواری کردند و با من تماس گرفتند ....بار اول بود صدای نازنینش را می شنیدم ...کلی خوشحال شدم و ذوق کردم که صدای یکی دیگر از دوستان عزیزم را در پس نوشته هایش شنیدم تازه طیبه جان قرار هست برام پاستیل بخره طیبه خوبم می دانی که چقدر دوستانم برای من عزیز هستند و اینجا چقدر برایم ارزشمند
* می خواستم جای دیگری و در سرویس دیگری بنویسم اما این خانه ....دلم نیامد
دوباره از نو سلام ...
+ نوشته شده توسط سمیه .س در جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۶ و ساعت
19:25 |
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...
آدمی همزاد همه ی هستی است ...اصلا درون آدمی خود جهانی است . آدمی گاه مسافر دریاست . التهاب دریا بالا و پایین می کشد آدمی را و چه خوش اقبال آدمی که آن دورها روشنی فانوس دریایی را دنبال می کند و بی هراس به ساحل می رسد . ... آدمی گاه زاده و مسافر کویر است .باید مقاومت کند .پر از التهاب است و سوختن اما باید برود ، برسد تا خاطره آن زیباترین گل روییده بر خارزار کویر و بیابان را باز گوید ...آدمی گاه مسافر جنگل است ...از زیبایی آنچه می بیند حیرت می کند ..... آدمی اگر بتواند مسافر جنگل چهار فصل باشد خوب می داند که بعد از عریانی آرزو و امید در دل به ناگاه دنیا دوباره جوان می شود ....
آدمی مسافر هزار توی دنیای خویش است ...
و تو ای عزیز جان !
ای مسافر نَظر کرده خدا
راهت سبز باد از شکوفه باران ِ خنده
مبادا کوچه گرد شب های بی ستاره باشی
دست ماه را بگیر ،
خورشید جلوتر ایستاده است
* دوست دارم روزهای باقی مانده سال را بهتر از قبل رقم بزنم ... برای دریافت انرژی رفتم سراغ معجزه شکرگزاری راندا برن ....لینک فایل ها را به تدرج می گذارم
*روز اول (روی لینک کلیک کنید و بشنوید و برای دانلود کلیک راست کنید و save link as را انتخاب کنید )
و البته چهل قاعده از کتاب ملت عشق که هر روز روی آن تمرکز خواهم کرد
قاعده اول : کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم، همچون آینه ایست
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...
هنوز زمین به پاکی آسمان دلبسته است
هنوز آسمان عاشقانه ای می سراید به نام برف ...
آسمان سپید می سراید ...
زمین دلش گرم می شود ...
آنقدر که یک روز از شوق بگوید :
بنفشه
بگوید :
شکوفه
بگوید : باهار ....
* امروز ، برف پاک و سپید ...
* معجزه شکرگزاری - روز دوم (روی لینک کلیک کنید و بشنوید و برای دانلود کلیک راست کنید و save link as را انتخاب کنید )
*معجزه شکرگزاری - روز سوم
قاعده دوم – پیمودن راه حق کار دل است نه کار عقل. راهنمایت همیشه دلت باشد نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی باش که به نفس خود آگاهند، نه از کسانی که نفس خود را نادیده می گیرند...
قاعده سوم – قرآن را می توان در چهار سطح خواند. سطح اول معنای ظاهری است. بعدی معنای باطنی است. سومی بطنِ بطن است. سطح چهارم چنان عمیق است که در وصف نمی گنجد.
+ نوشته شده توسط سمیه .س در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۶ و ساعت
20:58 |
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ....
کوچک باش و عاشق که عشق میداند ،آیین بزرگ کردنت را ...
نلسون_ماندلا
تين يک پسر شش هفت ساله هلندى است. ارديبهشت ماه گذشته بعد از سردرد و آزمايشهاى مختلف فهميدند به سرطان مغز مبتلاست وكارى نمى شود برايش كرد وحداكثر يک سال ديگر زنده است.
وقتى پدرومادر با كمک دكتر وپرستاران و روانپزشک خواستند "تين" را براى مراحل بعدى بيمارى و رسيدن مرگ آشنا كنند و پرسيدند آخرين آرزويش چيست ؟تا در اين مدت كمى كه باقى مانده عملى شود؟ او گفت میخواد كمک كند تا بقيه بچه هاى مريض نميرند.وقتى پرسيدند خوب چه كار مى خواهى بكنى؟جواب داد كار كنم وپول بگيرم وقلكم را پركنم.كارى كه بلد بود لاک زدن ناخن هاى مامان وبابا و پدر ومادر بزرگ و پرستاران بيمارستان و ...گرفتن چند يورو از هركدام وانداختن توى قلكش بود.مى خواست پولش به ١٠٠ يورو برسد وبرود بدهد به صليب سرخ. تين وخانواده اش ساكن شهر بردا BEREDA هلند هستند. در همين ماه دسامبر كه با پدرش رفته بود بازارچه كريسمس محلى پدرش داستان را براى يك خبرنگار محلى راديو تعريف كرد.خبرنگار گفت خوب همه كمک كنيم كه تين به آرزويش برسد. برنامه اى از راديو پخش كرد و با مقامات شهرقرار گذاشت كه توى همان بازارچه يک اطاقک شيشه اى بگذارند ومردم بيايند تا تين ناخن هايشان را لاک بزند ومبلغى كمک كنند واز همينجا طوفان راه افتادلاک زدن تين شد كمپينى كه همه هلند را فراگرفت وصده
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...
من مهتاب را دیده ام
که ستاره در فانوس می افروخت
روشنی اش از جان خویش ،
با قد خمیده در کوچه ها می گشت
گوشوار غزل بر گوش سپیده می نشاند
قصیده خورشید بر چشم آسمان
در قصه های مهتاب همیشه ،
خاتون ِ صبح آخر قصه سر می رسید
از پس هجوم تمام شب سایه ها
با خنده ای که مثل خنده حوا ،
روز اول خلقت آدم را نشانی بود ...
مهتاب همیشه می رسد از اولین روز خلقت آدم
با قصه اشتیاق خود از اولین دیدار
* معجزه شکرگزاری - روز پنجم (روی لینک کلیک کنید و بشنوید و برای دانلود کلیک راست کنید و save link as را انتخاب کنید)
* معجزه شکرگزاری - روز ششم
* کتاب ملت عشق - قاعده پنجم : کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام بر می دارد. با خودش می گوید: «مراقب باش آسیبی نبینی.» اما مگر عشق اینطور است؟ تنها چیزی که عشق می گوید این است: «خودت را رها کن. بگذار برود!» عقل به آسانی خراب نمی شود. عشق اما خودش را ویران می کند. گنج ها و خزانه ها هم در دل ویرانه ها یافت می شود، پس هرچه هست در دل خراب است!
* قاعده ششم – اکثر درگیری ها، پیش داوری ها و دشمنی های این دنیا از زبان منشأ می گیرد. تو خودت باش و به کلمه ها زیاد بها نده. در دیار عشق زبان حکم نمی راند. عاشق بی زبان است.
* قاعده هفتم – در این زندگانی اگر تک و تنها در گوشه ی انزوا بمانی و فقط پژواک صدای خود را بشنوی،
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
به نام نور ...
وسط روز آفتاب تابیده بود از پشت پنجره و این هفت رنگ زیبا از دل نور متولد شده بود ...
من هم فوری ذوق عکاسی ام گل کرد
*معجزه شکرگزاری - روز هفتم (روی لینک کلیک کنید و بشنوید و برای دانلود کلیک راست کنید و save link as را انتخاب کنید)
* معجزه شکرگزاری - روز هشتم
*معجزه شکرگزاری - روز نهم
* کتاب ملت عشق - قاعده هشتم : هیچ گاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می کند. حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاه های دشوار باغ های بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواسته ات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواسته اش محقق نشده، شکر گوید.
* قاعده نهم : صبر کردن به معنای ماندن و انتظار کشیدن نیست. به معنای آینده نگر بودن است. صبر چیست؟ به تیغ نگریستن و گل را پیش چشم مجسم کردن است، به شب نگریستن و روز را در خیال دیدن است. عاشقانِ خدا صبر را همچون شهد شیرین به کام می کشند و هضم می کنند. می دانند زمان لازم است تا هلال ماه به بدر کامل بدل شود.
* قاعده دهم : به هر سو که می خواهی – شرق، غرب، شمال یا جنوب – برو، اما هر سفری که آغاز می کنی سیاحتی به درون خود بدان! آنکه به درون خود سفر می کند، سرانجام ارض را طی می کند.
* قاعده یاردهم : قابله می داند که زایمان بی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی